تلاشهای ترکیه برای جذب سرمایهگذاری چین در سالهای اخیر با وجود گسترش روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور، به نتیجه مورد انتظار آنکارا نرسیده است. در مقابل، چین همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاری خود در مصر را توسعه داده و این کشور را به یکی از شرکای مهم خود در منطقه تبدیل کرده است. بررسی دیدگاه تحلیلگران ترکیه نشان میدهد تفاوت موقعیت جغرافیایی، نقش کانال سوئز، روابط سیاسی و امنیتی و همچنین شرایط سرمایهگذاری، از مهمترین عوامل این تفاوت هستند.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، تلاشهای گسترده دولت اردوغان برای جلب توجه چین و تشویق پیمانکاران بزرگ چینی به سرمایه گذاری در ترکیه، هنوز هم به نتیجه دلخواهی نرسیده است. آن هم در شرایطی که ترکیه به خاطر بحران اقتصادی و نیاز مبرم به داراییهای ارزی، در جستجوی سرمایه خارجی است.
طی هفتههای اخیر، تحلیلگران اقتصادی در ترکیه، روی این موضوع متمرکز شدند که چرا چین به شکلی معنیدار و هدفمند، روابط اقتصادیاش را با مصر توسعه داده ولی در ترکیه چنین خطی را دنبال نمیکند؟
این سوال به ویژه پس از آن مطرح شد که شی جین پینگ رئیسجمهور چین در سپتامبر امسال، برای دومین بار طی 10 سال اخیر، به قاهره سفر کرد و نشان داد که مصر، از منظر اقتصادی برای چین، اهمیت ویژهای دارد.
روابط چین و مصر اکنون نه تنها شامل روابط متقابل اقتصادی، بلکه مسائل سیاسی و همراهی نمادین را نیز دربر میگیرد و در بیانیه مشترک، مصر به این اشاره کرد که تایوان بخش جداییناپذیر چین است، متقابلاً چین نیز از «حق مشروع» مصر بر آبهای نیل و امنیت غذایی حمایت کرد.
چین و مصر در سالیان اخیر، دو برنامه 5 ساله همکاری راهبردی اقتصادی را با موفقیت اجرا کردهاند و حالا در حال برنامهریزی برای توسعه روابط و افزایش سرمایه گذاری هستند.
ولی روابط اقتصادی ترکیه و چین در این مدت، مداوماً بر اساس ناترازی مشهود بوده است. به نحوی که از حجم مبادلات تجاری 53 میلیارد دلاری چین – ترکیه در سال 2025 میلادی، مبلغ 50 میلیارد دلار کالا از چین وارد شده و مقدار صادرات ترکیه تنها 3 میلیارد دلار بوده که البته بخش قابل توجهی از آن، مربوط به مواد خام معدنی بوده است.
ترکیه از اجرای طرحهای «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» و «جاده ابریشم دریایی قرن بیست و یکم» که به طور خلاصه «ابتکار کمربند و جاده» نامیده میشود، حمایت کرده و به دنبال جایگاه کلیدی در این طرح است و در سال 2015، تفاهمنامهای با هدف هماهنگسازی طرح کریدور میانی ترکیه با طرح کمربند و جاده جمهوری خلق چین امضا شد.
اولین جلسه گروه کاری مشترک برای هماهنگسازی این طرحها در 6 نوامبر 2024 در پکن برگزار شد. با این حال، هنوز هم تغییر محسوسی به نفع آنکارا روی نداده است.
تحلیلگران ترکیه و روابط چین – مصر
امید آلپَرَن از تحلیلگران اقتصادی ترکیه میگوید: «در شرایطی که نقش آمریکا در موازنات خاورمیانه دچار ابهام شده، شی جین پینگ رئیس جمهور چین در قاهره بود تا روابط خود را با یکی از تثبیتشدهترین شرکای امنیتی ایالات متحده در منطقه، به سطح جدیدی برساند.
حجم تجارت دوجانبه به حدود 20 میلیارد دلار رسیده و یک منطقه صنعتی در سوئز به عنوان یک قطب تولیدی فعال شده که میزبان بیش از 200 شرکت است و میلیاردها دلار سرمایهگذاری را جذب میکند. توافقنامه مبادله ارز محلی که بین دو بانک مرکزی امضا شده، به سازوکاری تبدیل شده که مصر در دورههای کمبود ارز خارجی به آن متوسل میشود».
روابط چین و مصر در لایههای نظامی و سیاسی نیز رشد کرده و از رزمایش مشترک گرفته تا همکاری سیاسی، به سطح بالایی رسیده است.
امید آلپَرَن روی موضوع مهمی دست گذاشته و میگوید: «همسو کردن ابتکار کمربند و جاده (BRI) با طرح چشمانداز 2030 مصر، ادامه همکاری در منطقه سوئز و قصد همکاری در حوزههای جدید از هوش مصنوعی گرفته تا زنجیرههای تأمین، در روابط پکن – قاهره اهمیت حیاتی دارند. توقف شی در قاهره را میتوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده چین دانست.
این ابتکار در حال حاضر یک شبکه تجاری و زیرساختی گسترده را در بر میگیرد که آسیای مرکزی، خاورمیانه و آفریقا را در بر میگیرد. در این دیدگاه، اهمیت مصر نه از دوستی انتزاعی، بلکه از دلایل جغرافیایی و اقتصادی ملموس ناشی میشود. مصر به دلیل جمعیت، وزن سیاسی در جهان عرب و آفریقا، تسلط بر کانال سوئز و موقعیت آن در مسیر مدیترانه-دریای سرخ، جایگاه ویژهای برای پکن دارد».
بوراک گورلز از اقتصاددانان و چهرههای دانشگاهی ترکیه میگوید: «عضویت ترکیه در طرح کمربند و جاده، انتظارات دولت و کسبوکارهای ترکیه را برای سرمایهگذاری مولد چین بالا برد. اما واقعیت این است که سرمایهگذاری چین در ترکیه، هنوز هم بسیار پایینتر از انتظارات است.
اگرچه سرمایهگذاری چین در ترکیه رشد کرده، ولی در مقایسه با سرمایهگذاری غرب همچنان بسیار کوچک است. از همه مهمتر، بیش از نیمی از سرمایه چینی در بخشهای کم ارزش افزوده، استخراج مواد خام و بازاریابی محصولات چینی متمرکز شده و وعدههای سیاسی درباره شراکت راهبردی به همکاری اقتصادی متناظر تبدیل نشدهاند.»
همچنین خانم دکتر نیلگون الیکوچوک ییلدرم استاد روابط بین الملل و متخصص چین و روابط ترکیه – چین میگوید: «حجم سرمایه گذاری چینیها در صربستان و مجارستان، به مراتب بیشتر از سرمایهای است که به ترکیه آوردهاند. حالا میتوانیم به وضوح ببینیم که مجارستان بخش بسیار بزرگی از سرمایهگذاری چین در اروپا را جذب کرده است. حتی خودروساز چینی بی.وای.دی، برای احداث کارخانه تولید خودروهای برقی، مجارستان را بر کشور ما ترجیح داد و سرمایهاش را به آنجا برد».
رسانههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه در چند سال گذشته، همواره تصویری درخشان از روابط آنکارا – پکن به نمایش گذاشتهاند.
هاکان اوکچال تحلیلگر فعلی پایگاه تحلیل تی 24 و دیپلمات سابق وزارت امور خارجه میگوید: «ترکیه در این چند سال، برای توسعه رابطه با چین، رفتار پرشور و هیجانی به نمایش گذاشته، ولی طرف چینی آرام است و اصلاً هیجانزده نیست. کافیست به آمارها نگاه کنید تا متوجه شوید که سرمایهگذاری چین در ترکیه تقریباً ناچیز است.
میتوانید ببینید که چین سرمایهگذاریهای منطقهای خود را بیشتر به کشورهای اتحادیه اروپا مانند مجارستان میبرد. چرا؟ چون متاسفانه ترکیه خود را به عنوان محیط سرمایهگذاری نامطمئن و بیثبات نشان داده است».
در دیدگاهی مشابه، دنیز ایستیکبال که علاوه بر مطالعات اقتصادی، دستی بر آتش تولید و کارافرینی دارد: در مقالهای با عنوان «چرا شرکتهای چینی سرمایه خود را به ترکیه نمیآورند» به این اشاره کرده که «وقتی که ما 50 میلیارد دلار از چین کالا وارد میکنیم و فقط 3 میلیارد کالا صادر میکنیم، برای جبران این ناترازی بزرگ، باید به فکر جذب سرمایه گذار چینی باشیم.
ولی در عمل، راهی برای جذب چینیها نداشتهایم و هنوز هم اروپاییها سرمایه بیشتری به ترکیه آوردهاند. ما باید بتوانیم از چین، هند، کره جنوبی و سنگاپور، سرمایه جذب کنیم».
تحلیلگران در مقایسه مزیتهای ترکیه و مصر برای اقتصاد چین، به موضوعات ژئوپولیتیکی و سیاسی – امنیتی نیز اشاره میکنند.
از منظر ژئوپولیتیک، ترکیه میخواهد خود را به عنوان پل چین به اروپا نشان دهد. ولی واقعیت این است که ترکیه نتوانسته با ترسیم نقشه راهی شامل حرکت از چین و آسیای مرکزی و قفقاز به ترکیه و اروپا، چنان موقعیت طلایی و خاصی نشان دهد که مزیت آن از حیث اتصال، اجرا و هزینه، به مراتب بهتر و سودمندتر از مسیر چین به اقیانوس هند، دریای سریخ، کانال سوئز و دریای مدیترانه باشد. بنابراین ترکیه باید برای اینکه «مسیر ترجیحی» شود، دائماً ارزش افزوده تولید کند.
عامل دیگری که ترکیه را برای چین، تبدیل به گزینهای سختتر کرده، مساله سیاست و ائتلاف است. چرا که به عنوان مثال، پکن به این شکل به مصر مینگرد: یک کشور عربی – آفریقایی غیر غربی، دارای روابط حسنه همزمان با چین و آمریکا.
یعنی قاهره میتواند به چین نزدیک شود بدون اینکه الزاماً از سیستم غرب خارج شود. ولی ترکیه به عنوان عضو قدیمی ناتو، در هر حال یک کشورِ ایستاده در جبهه غرب قلمداد میشود و اتفاقاً این همان موضوعی است که نزد تحلیلگران امنیتی چین، عضویت ترکیه در سازمان شانگهای را نیز به منشا تردید و گمان تبدیل کرده است.
در شرایطی که مصر، تنش و گره کور خاصی با چین ندارد، ترکیه از عضویت در ناتو گرفته تا پرونده اویغورها، رقابت منطقهای و سختگیری در تعرفه، برای چین گزینهای دشوار است.

، تلاشهای گسترده دولت اردوغان برای جلب توجه چین و تشویق پیمانکاران بزرگ چینی به سرمایه گذاری در ترکیه، هنوز هم به نتیجه دلخواهی نرسیده است. آن هم در شرایطی که ترکیه به خاطر بحران اقتصادی و نیاز مبرم به داراییهای ارزی، در جستجوی سرمایه خارجی است. طی هفتههای اخیر، تحلیلگران اقتصادی در ترکیه، روی این موضوع متمرکز شدند که چرا چین به شکلی معنیدار و هدفمند، روابط اقتصادیاش را با مصر توسعه داده ولی در ترکیه چنین خطی را دنبال نمیکند؟ این سوال به ویژه پس از آن مطرح شد که شی جین پینگ رئیسجمهور چین در سپتامبر امسال، برای دومین بار طی 10 سال اخیر، به قاهره سفر کرد و نشان داد که مصر، از منظر اقتصادی برای چین، اهمیت ویژهای دارد. [کشور ترکیه , کشور چین , کشور مصر ,](https://newsmedia.tasnimmedia.com/Tasnim/Uploaded/Image/1405/07/08/1405070812352273138408144.jpg) روابط چین و مصر اکنون نه تنها شامل روابط متقابل اقتصادی، بلکه مسائل سیاسی و همراهی نمادین را نیز دربر میگیرد و در بیانیه مشترک، مصر به این اشاره کرد که تایوان بخش جداییناپذیر چین است، متقابلاً چین نیز از «حق مشروع» مصر بر آبهای نیل و امنیت غذایی حمایت کرد. چین و مصر در سالیان اخیر، دو برنامه 5 ساله همکاری راهبردی اقتصادی را با موفقیت اجرا کردهاند و حالا در حال برنامهریزی برای توسعه روابط و افزایش سرمایه گذاری هستند. ولی روابط اقتصادی ترکیه و چین در این مدت، مداوماً بر اساس ناترازی مشهود بوده است. به نحوی که از حجم مبادلات تجاری 53 میلیارد دلاری چین - ترکیه در سال 2025 میلادی، مبلغ 50 میلیارد دلار کالا از چین وارد شده و مقدار صادرات ترکیه تنها 3 میلیارد دلار بوده که البته بخش قابل توجهی از آن، مربوط به مواد خام معدنی بوده است. ترکیه از اجرای طرحهای «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» و «جاده ابریشم دریایی قرن بیست و یکم» که به طور خلاصه «ابتکار کمربند و جاده» نامیده میشود، حمایت کرده و به دنبال جایگاه کلیدی در این طرح است و در سال 2015، تفاهمنامهای با هدف هماهنگسازی طرح کریدور میانی ترکیه با طرح کمربند و جاده جمهوری خلق چین امضا شد. اولین جلسه گروه کاری مشترک برای هماهنگسازی این طرحها در 6 نوامبر 2024 در پکن برگزار شد. با این حال، هنوز هم تغییر محسوسی به نفع آنکارا روی نداده است. **تحلیلگران ترکیه و روابط چین - مصر** امید آلپَرَن از تحلیلگران اقتصادی ترکیه میگوید: «در شرایطی که نقش آمریکا در موازنات خاورمیانه دچار ابهام شده، شی جین پینگ رئیس جمهور چین در قاهره بود تا روابط خود را با یکی از تثبیتشدهترین شرکای امنیتی ایالات متحده در منطقه، به سطح جدیدی برساند. حجم تجارت دوجانبه به حدود 20 میلیارد دلار رسیده و یک منطقه صنعتی در سوئز به عنوان یک قطب تولیدی فعال شده که میزبان بیش از 200 شرکت است و میلیاردها دلار سرمایهگذاری را جذب میکند. توافقنامه مبادله ارز محلی که بین دو بانک مرکزی امضا شده، به سازوکاری تبدیل شده که مصر در دورههای کمبود ارز خارجی به آن متوسل میشود». [کشور ترکیه , کشور چین , کشور مصر ,](https://newsmedia.tasnimmedia.com/Tasnim/Uploaded/Image/1405/06/21/1405062121353755638171674.jpg) روابط چین و مصر در لایههای نظامی و سیاسی نیز رشد کرده و از رزمایش مشترک گرفته تا همکاری سیاسی، به سطح بالایی رسیده است. امید آلپَرَن روی موضوع مهمی دست گذاشته و میگوید: «همسو کردن ابتکار کمربند و جاده (BRI) با طرح چشمانداز 2030 مصر، ادامه همکاری در منطقه سوئز و قصد همکاری در حوزههای جدید از هوش مصنوعی گرفته تا زنجیرههای تأمین، در روابط پکن – قاهره اهمیت حیاتی دارند. توقف شی در قاهره را میتوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده چین دانست. این ابتکار در حال حاضر یک شبکه تجاری و زیرساختی گسترده را در بر میگیرد که آسیای مرکزی، خاورمیانه و آفریقا را در بر میگیرد. در این دیدگاه، اهمیت مصر نه از دوستی انتزاعی، بلکه از دلایل جغرافیایی و اقتصادی ملموس ناشی میشود. مصر به دلیل جمعیت، وزن سیاسی در جهان عرب و آفریقا، تسلط بر کانال سوئز و موقعیت آن در مسیر مدیترانه-دریای سرخ، جایگاه ویژهای برای پکن دارد». بوراک گورلز از اقتصاددانان و چهرههای دانشگاهی ترکیه میگوید: «عضویت ترکیه در طرح کمربند و جاده، انتظارات دولت و کسبوکارهای ترکیه را برای سرمایهگذاری مولد چین بالا برد. اما واقعیت این است که سرمایهگذاری چین در ترکیه، هنوز هم بسیار پایینتر از انتظارات است. اگرچه سرمایهگذاری چین در ترکیه رشد کرده، ولی در مقایسه با سرمایهگذاری غرب همچنان بسیار کوچک است. از همه مهمتر، بیش از نیمی از سرمایه چینی در بخشهای کم ارزش افزوده، استخراج مواد خام و بازاریابی محصولات چینی متمرکز شده و وعدههای سیاسی درباره شراکت راهبردی به همکاری اقتصادی متناظر تبدیل نشدهاند.» همچنین خانم دکتر نیلگون الیکوچوک ییلدرم استاد روابط بین الملل و متخصص چین و روابط ترکیه – چین میگوید: «حجم سرمایه گذاری چینیها در صربستان و مجارستان، به مراتب بیشتر از سرمایهای است که به ترکیه آوردهاند. حالا میتوانیم به وضوح ببینیم که مجارستان بخش بسیار بزرگی از سرمایهگذاری چین در اروپا را جذب کرده است. حتی خودروساز چینی بی.وای.دی، برای احداث کارخانه تولید خودروهای برقی، مجارستان را بر کشور ما ترجیح داد و سرمایهاش را به آنجا برد». [کشور ترکیه , کشور چین , کشور مصر ,](https://newsmedia.tasnimmedia.com/Tasnim/Uploaded/Image/1399/10/21/1399102110564978221994174.jpg) رسانههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه در چند سال گذشته، همواره تصویری درخشان از روابط آنکارا – پکن به نمایش گذاشتهاند. هاکان اوکچال تحلیلگر فعلی پایگاه تحلیل تی 24 و دیپلمات سابق وزارت امور خارجه میگوید: «ترکیه در این چند سال، برای توسعه رابطه با چین، رفتار پرشور و هیجانی به نمایش گذاشته، ولی طرف چینی آرام است و اصلاً هیجانزده نیست. کافیست به آمارها نگاه کنید تا متوجه شوید که سرمایهگذاری چین در ترکیه تقریباً ناچیز است. میتوانید ببینید که چین سرمایهگذاریهای منطقهای خود را بیشتر به کشورهای اتحادیه اروپا مانند مجارستان میبرد. چرا؟ چون متاسفانه ترکیه خود را به عنوان محیط سرمایهگذاری نامطمئن و بیثبات نشان داده است». در دیدگاهی مشابه، دنیز ایستیکبال که علاوه بر مطالعات اقتصادی، دستی بر آتش تولید و کارافرینی دارد: در مقالهای با عنوان «چرا شرکتهای چینی سرمایه خود را به ترکیه نمیآورند» به این اشاره کرده که «وقتی که ما 50 میلیارد دلار از چین کالا وارد میکنیم و فقط 3 میلیارد کالا صادر میکنیم، برای جبران این ناترازی بزرگ، باید به فکر جذب سرمایه گذار چینی باشیم. ولی در عمل، راهی برای جذب چینیها نداشتهایم و هنوز هم اروپاییها سرمایه بیشتری به ترکیه آوردهاند. ما باید بتوانیم از چین، هند، کره جنوبی و سنگاپور، سرمایه جذب کنیم». تحلیلگران در مقایسه مزیتهای ترکیه و مصر برای اقتصاد چین، به موضوعات ژئوپولیتیکی و سیاسی – امنیتی نیز اشاره میکنند. از منظر ژئوپولیتیک، ترکیه میخواهد خود را به عنوان پل چین به اروپا نشان دهد. ولی واقعیت این است که ترکیه نتوانسته با ترسیم نقشه راهی شامل حرکت از چین و آسیای مرکزی و قفقاز به ترکیه و اروپا، چنان موقعیت طلایی و خاصی نشان دهد که مزیت آن از حیث اتصال، اجرا و هزینه، به مراتب بهتر و سودمندتر از مسیر چین به اقیانوس هند، دریای سریخ، کانال سوئز و دریای مدیترانه باشد. بنابراین ترکیه باید برای اینکه «مسیر ترجیحی» شود، دائماً ارزش افزوده تولید کند. عامل دیگری که ترکیه را برای چین، تبدیل به گزینهای سختتر کرده، مساله سیاست و ائتلاف است. چرا که به عنوان مثال، پکن به این شکل به مصر مینگرد: یک کشور عربی – آفریقایی غیر غربی، دارای روابط حسنه همزمان با چین و آمریکا. یعنی قاهره میتواند به چین نزدیک شود بدون اینکه الزاماً از سیستم غرب خارج شود. ولی ترکیه به عنوان عضو قدیمی ناتو، در هر حال یک کشورِ ایستاده در جبهه غرب قلمداد میشود و اتفاقاً این همان موضوعی است که نزد تحلیلگران امنیتی چین، عضویت ترکیه در سازمان شانگهای را نیز به منشا تردید و گمان تبدیل کرده است. در شرایطی که مصر، تنش و گره کور خاصی با چین ندارد، ترکیه از عضویت در ناتو گرفته تا پرونده اویغورها، رقابت منطقهای و سختگیری در تعرفه، برای چین گزینهای دشوار است. تیتر و مقدمه ارایه بده](https://iranchinatrade.com/wp-content/uploads/2026/09/سرمایه-گذاری-چین-در-مصر.jpg)